آقای مجری: کپی احسان علیخانی نیستم

استاندارد


در این چند قسمت که از برنامه پخش شده، ارتباط خودمانی شما با مهمان‌ها به نوع برگ برنده اجرایتان است، چطور به این لحن رسیدی؟

-هرکسی در درون خود منشی دارد که منحصر به خودش است و
در وجود دیگران نیست. من از زمان کودکی در ذات و شخصیتم این وجود داشت که
با ادم‌هایی که حتی به خوبی نمی‌شناختم‌شان راحت ارتباط برقرار می‌کردم.
وقتی کوچک بودم خیلی نمی‌دانستم این ویژگی کجا ممکن است به درد من بخورد،‌
اما زمانی که روزنامه نگار بودم خیلی به کار می‌آمد، حالا که وارد اجرا شدم
هم حس می‌کنم می‌توانم استفاده خوبی از آن داشته باشم.

مهمان‌هایت هم این لحن را حس می‌کنند؟

-بله، مثلا قبل از همین برنامه من و هومن سیدی هیچ
ارتباطی با هم نداشتیم، ‌وقتی که او روبروی من نشست، حس کردم شاید آدمی
باشد که سخت می توان با او حرف زد، ولی او نیز با لحن من ارتباط برقرار کرد
و شاید دقیقه یک برنامه بود که ارتباط من و هومن شکل گرفت.

قبول داری که این مدل اجرا تاحدودی خطرناک است و ممکن است ادبیات برنامه را بیش از حد خودمانی کند؟

-خب این لحن از یک جایی به بعد نباید از دست در برود
و توی ذوق بیننده بزند. حرف من این است که وقتی خودم هیچ وقت برنامه‌هایی
که مجری با ادبیات سنگین و کتابی با مهمانش صحبت می کند و مهمان هم
بالاجبار با کلمات پرطمطراق جواب می دهد را دوست ندارم، سبک اجرایم را
خودمانی می کنم. وقتی با مهمان خودمانی باشی او احساس می‌کند برنامه یک گپ
دونفره است. خیلی از مهمان‌های ما قبل از برنامه گفتند که مثلا فلان
موضوعات را باز نکنید ولی در حین برنامه آنها را مطرح کردم و او هم راجع به
همان موضوع حرف زد و دلخوری هم به وجود نیامد.

بعد از چند قسمت اجرا مرز درست این مدل گفتگو را کشف کردی؟

-راستش تازه به این مرز رسیدم. قبلا کمتر می شناختمش
و حالا که آن را درک کردم روی آن متمرکز می شوم تا بیرون نزند و باعث
هیجان زیاد در اجرایم هم نشود. چون به این نتیجه رسیدم این خودمانی بودن
باعث نزدیک شدن زیاد به مهمان می شود و این ماجرا ممکن است به جایی منجر
شود که مهمان از من سواستفاده کند  و از جواب دادن به سوال‌هایم طفره برود،
اتفاقی که در این برنامه هم رخ داد.

 

آرش ظللی پور 

در کدام گفتگو این اتفاق رخ داد؟

-برنامه‌ام با حامد بهداد. من با حامد خیلی رفیق
هستم، این رفاقت روی گفتگویمان تاثیر گذاشت و این قسمت که می توانست یکی از
بهترین گفتگوهای برنامه باشد، آنطور نشد که دلم می‌خواست. من تا آخر عمرم
حسرت این برنامه را می خورم و تا زمانی که یک گفت‌وگو خوب با حامد در یک
برنامه دیگر نداشته باشم همراه من است.

تقریبا تمام قسمت‌های پخش شده از برنامه
«من و شما» در چند وقت اخیر نکات ریز و درشتی داشته، شما خودتان از قبل
برنامه را طوری طراحی می‌کنید که این نکات به وجود بیاید؟

-ببین، هادی قندی یک نگاه ژورنالیسیتی دارد و معتقد
است که در حین گپ زدن یک تیتر هم از آن برنامه بیرون بیاید، تیتری که صرفا
زرد هم نیست. او می خواهد وقتی بیننده دو ساعت پای برنامه می نشیند، چیزی
هم عایدش شود و احساس اتلاف وقت نکند. البته چند هفته طول کشید تا به یک
نقطه مشترک رسیدیم و حالا اوضاع برای هردوی ما راضی کننده است.

می‌توانیم اینطور بگوییم که هر برنامه شما باید حتما یک تیتر خاص و بعضا حاشیه‌ای داشته باشد؟

-ما دنبال تیتر درآوردن به هر قیمتی نیستیم و احترام
مهمان‌مان را نگه می داریم. از طرف دیگر می خواهیم این فرهنگ جا بیافتد که
آدم‌های مختلف بتوانند به راحتی در مورد موضوعات و افراد مختلف نظر بدهند و
به کسی هم برنخورد. راحت حرف زدن اصلا چیز بدی نیست، باید رودربایستی را
کنار بگذاریم و بدون تعارف برخورد کنیم.

ماجرای صحبت‌های مهرداد میناوند که خیلی هم حاشیه ساز شد را در همین این دسته می بینی؟

-نه ماجرای مهرداد را در جواب به آن سوالت که درخصوص
نزدیک شدن و خودمانی شدن با مهمان بود می دانم. من و مهرداد میناوند
سال‌هاست با هم آشنا هستیم و در طول هفته خارج از فضای رسانه ممکن است
یکدیگر بارها را ببینیم. به نظرم در آن قسمت یک مقدار مرز برنامه و مهمان
رعایت نشد. بارها گفتم و تا آخر عمرم هم می گویم من هم در آن گفت‌وگو
اشتباه کردم و قبول دارم باید یک جایی مهرداد را کنترل می‌کردم.

*قبل از توهین به منصوریان یا بعد از آن؟

-این را صادقانه می گویم که من هرگز نشنیدم که
مهرداد به منصوریان توهین بکند، وقتی تکرار برنامه را دیدم متوجه شدم زمانی
که من ‌داشتم حرف می زدم مهرداد زیر حرف‌های من آن صحبت را به منصوریان
گفته و من متوجه نشدم. قطعا اگر می شنیدم همان موقعی چیزی می گفتم چون علی
منصوریان اولا بزرگتر است و ثانیا رفیق خود من هم هست.

واقعا اگر در همان برنامه به عنوان مجری به میناوند تذکر می دادی استقلالی ها (و خیلی از دوستداران فوتبال) دلخور نمی شدند.

-من به همه استقلالی‌ها حق می‌دهم، شاید من هم اگر
پای تلویزیون بودم و یک نفر این کار را می‌کرد ناراحت می‌شدم. به نظرم وقتی
یک بازیکن فوتبال به برنامه‌ای دعوت می‌شود، مجری باید احترام آن جمعیتی
که طرفدار تیم مقابل آن مهمان هستند را حفظ کند و هوای آنها را داشته باشد.
من موافقم که هوای استقلالی ها را نداشتم.

حالا از بحث فاصله بگیریم، شما در هر
برنامه مهمان‌های مطرح زیادی دارید، فرمول انتخاب مهمان‌ها در این برنامه
چطور است، خودت هم در این زمینه دخیل هستی؟

-خب آقای قندی ارتباط خوبی با اکثر بازیگران و
خواننده‌ها دارد و کمتر به من وقت می رسد که در این زمینه ورود کنم. «من و
شما» یکی از معدود برنامه‌هایی است که در آن حضور داشتم و تهیه کننده من را
به خاطر ارتباط‌های خوبم انتخاب نکرده است. در خیلی از برنامه‌های دیگر
تهیه کننده روی دوستان من برای ورود به برنامه خیلی حساب می کرد، اما اینجا
اینطور نیست. تقریبا از اواسط هفته گزینه‌های حضور در برنامه مشخص می‌شود و
تیم نویسندگان کار تحقیق خود را در مورد آن شخص آغاز می‌کند و گفت‌وگوهایی
با سناریو مخصوص هر مهمان نوشته می‌شود.

این فرمول تعیین مهمان‌ها ثابت است؟

-نه همیشه و بستگی شرایط هم دارد. مثلا پیش آمده که
قبل از اجرای یک برنامه، مهمان هفته آینده را هم می شناختیم، ‌ولی مثلا در
برنامه همین هفته، پنجشنبه ساعت ۸ شب مشخص شد که هومن سیدی را به طور قطع
در برنامه داریم. دیر مشخص شدن سوژه‌ها کار سردبیر برنامه خانم خمامی را
خیلی سخت می‌کند، چون من وسواس خیلی زیادی دارم و هیچ وقت دست خالی سر هیچ
گفتگویی نمی‌روم.

تو سال‌ها در کنار احسان علیخانی بودی، چقدر از او تاثیر گرفتی؟

-آدم‌ها نمی توانند بگویند که از هم تاثیر نمی
گیرند. من و احسان سال‌هاست با هم زندگی کردیم و خیلی از رفتارهای من
ناخودآگاه شبیه رفتارهای این آدم است، ضمن اینکه من در خیلی از برنامه‌های
او حضور داشتم و روی من تاثیرگذاشته است. اما من این را همیشه در ذهنم
پرورش دادم که شبیه به احسان علیخانی اجرا نکنم.

در بعد برنامه‌سازی چطور؟

-خب احسان علیخانی قبل از اینکه یک مجری درجه یک
باشد، یک برنامه ساز درجه یک است و در این زمینه از هوش بالایی برخوردار
است. من خیلی وقت‌ها در برنامه سازی با خودم فکر می کنم اگر احسان در چنین
شرایطی بود چه کار می کرد و چه ری اکشنی از خودش نشان می داد؟ به طور کلی
او تاثیر زیادی بر روی من داشته و امیدوارم تاثیر مثبتی گذاشته باشد.

پس بنویسیم که در زمینه اجرا نمی‌خواهی به سمت، سبک و سیاق او بروی؟

-قطعا نه. هیچکس دوست ندارد کپی کند. محبوبترین
بازیگران و مجریان دنیا هم دوست ندارند شبیه به بزرگان حوزه‌های خود
هنرنمایی کنند. من قطعا دوست دارم به جایگاهی که احسان داشته برسم،‌ ولی نه
با همان روش اجرایی که او در طول این سال‌ها به نام خودش ثبت کرده است.



لینک منبع

هر کس بگوید در فیلم هایم شوخی جنسی وجود دارد متحجر است

استاندارد




هر کس بگوید در فیلم هایم شوخی جنسی وجود دارد متحجر است

محمدحسین فرح بخش

سرویس فرهنگی ازامروز؛ محمد نگینی: محمدحسین فرحبخش از معدود فیلمسازان مستقل ایران است که در ژانرهای مختلف فیلم ساخته؛ از اکشن تا طنز و درام و ملودرام. فیلم‌های جنجالی‌ او در این سال‌ها همواره مورد توجه و حاشیه‌ساز بوده است. از فیلم زندگی خصوصی و مستانه تا فیلم «پاتو کفش من نکن» که هنوز روی پرده سینماست. جهت‌دهی و موضوعاتی که فرحبخش به آنها پرداخته است باعث شده تا عده‌ای او را فیلم‌فارسی‌ساز سینمای ایران بخوانند. در ادامه متن گفتگوی جنجالی و بی پرده با محمدحسین فرحبخش در موضوع شوخی‌های جنسی در آثار سینمایی‌اش و حواشی که در این سالها به وجود آورده را خواهید خواند. فرح‌بخش در این فیلم حالت تهاجمی همیشگی خود را حفظ داشته و از آنجایی که همواره منتقدین آثارش او را متحجر می‌نامند در این گفتگو هم از همین شیوه مجادله استفاده کرده و حتی علما را هم از انتقادات خود بی‌بهره نگذاشته است!

تعداد بازدید : ۰

ازامروز: نظرتان در خصوص “سینمای سفارتی”، که اخیرا برخی فیلمسازان برای ساخت فیلم از سفارت‌خانه‌ها بودجه دریافت می کنند و برای دریافت جوایز به جشنواره‌های مسئله‌دار، ارسال می‌کنند چیست؟ 

کسانی که از بیگانگان فیلم می‌گیرند، خائن هستند. عمده فیلم‌هایی که در جشنوره‌های خارجی جایزه می‌گیرند، اعتقادات و ملیت ما را زیر سوال برده و برای همین است که جایزه به آنها تعلق می‌گیرد. البته منظورم همه فیلم‌ها نیست. بلکه اغلب‌شان اینگونه هستند. 

«دایره» حیثیت ایرانی ها را در دنیا به باد داد

ازامروز: اسم این فیلم ها را بگویید.

 

نمی‌خواهم اسم همه آنها را ببرم، اما فیلم «دایره» حیثیت ملی ایرانی‌ها را در دنیا به باد داد. هیچ ارتباطی هم به نظام جمهوری اسلامی نداشت. خود ایرانی ها را نشانه گرفته بود. بعضی از آشنایان که شاید خیلی اعتقادات مذهبی نداشته باشند برای من تعریف می‌کردند که بعد از اکران فیلم از در پشتی سینما بیرون رفتیم تا کسی نفهمد ما ایرانی هستیم. چون خجالت می‌کشیدیم!

البته باید عرض کنم این مسئله که از بیگانگان برای فیلم پول گرفته شود خیلی کم وجود دارد. و اینکه می‌بینید هیاهو به پا می‌شود بیشتر به خاطر سیاست‌های دایی جان ناپلئونی‌ست که هیاهو راه می‌اندازند و ادعای توطئه می‌کنند. 

محمدحسین فرح بخش

مردم ما نظرات فرهنگی مسئولین را قبول ندارند

و این مطلب را هم در نظر بگیرید، در اینجا مسئولین ما کاری می‌کنند که فیلم‌ها خنثی می‌شود و همین فیلم‌ها در خارج جوایزی دریافت می‌کنند. مسئولین ما طالب این نیستند که سینما مردمی شود. طالب این هستند که آدمی که بالای او هست رضایت داشته باشد. طالب نظر مردم نیستند. از طرفی مردم ما نظر فرهنگی مسئولین جمهوری اسلامی را قبول ندارند. و البته باید بگویم که به نظر من اکثریت مردم نظر مسئولین فرهنگی را قبول ندارند. 

همین مسئله باعث شده که سینما از جنس مردم نباشد. البته به جز معدودی از فیلم ها که نگاه مردم در آن حاکم است و مابقی و غالب فیلم‌ها اینگونه نیست. مابقی فیلم‌ها همه سفارشی و به اصطلاح «حکیم فرموده» هستند. 

ازامروز: ظاهرا معتقدید فیلمی که فروش بیشتری داشته باشد می‌تواند ارزشی‌تر هم باشد؟

بله. مثلا فیلمی مثل نهنگ عنبر؛ چون این فیلم باعث شده عده‌ای از پای ماهواره‌ها و احیانا از گناه (هر چند اندازه چند ساعت) دور شوند و سرگرم باشند. خب این فیلم ارزشی‌ست؛ چون باعث تفریح سالم ۲ ساعته مردم شده است. به نظر من اگر کسی بتواند فیلمی بسازد تا مردم بخندند و سرگرم شوند کار بسیار مهم و ارزشمندی انجام داده است. 

ازامروز: در فیلم نهنگ عنبر و رقص در آن که به سبک رقص مایکل جکسون بود و انتقاداتی به آن شد، یا برخی از سکانس‌های فیلم‌ها که تداعی گر صحنه‌های غیراخلاقیست؛ نظر شما در این رابطه چیست؟

در خصوص رقص مایکل جکسون باید بگویم که شاهد نگاه متحجرانه هستیم. این واقعیت جامعه ماست و نمی توان این مسائل را کتمان کرد.

 

 در مورد انتقادات به برخی از فیلم ها که گفته می شود تداعی گر روابط جنسی هستند نیز باید بگویم حضرت امام در صحیفه نور، در بخشی که مربوط به استفتاء در خصوص فیلم پاییز صحرا است جواب شما را داده است. سریالی به نام پاییز صحرا در سال  ۶۵ پخش می شد که زن های سریال آرایش شیک و غلیظ داشتند. علما و متدینین اعتراض کردند به  این سریال و به دنبال آن عوامل فیلم از حضرت امام استفتاء می کنند و بعد امام فرمودند که هیچ اشکال شرعی ندارد. و آخر هم فرمودند کسانی که فکر می کنند این صحنه ها تحریک پذیر هست، نبینند و اگر ببینید و تحریک شوند مرض از خودشان هست.

ازامروز: بیاییم در مورد فیلم خودتان صحبت کنیم. چرا باید یک رابطه ضربدری میان شخصیت های داستان رخ بدهد. زن یوسف تیموری در ماشین رضا ناجی باشد و زن ناجی در ماشین تیموری. و خب این یک نوع جذابیت اروتیک و جنسی خلق کردن در فیلم است.

 ببینید در آخر فیلم به این می‌رسیم که هر کس باید به سراغ معشوق خودش برود. فیلم ما این پیام مثبت را دارد نسبت به دختران جوان که وقتی سوار یک ماشین بنز می‌شوند؛ خودشان را گم نکنند. یا خانمی که همسرت میانسال است، اینطور نباشد که وقتی کنار یک آدم جوان‌تر می‌نشینی حواست پرت شود. و همانطور که می‌بینید در آخر فیلم پاتو کفش من نکن هر کسی سر زندگی خودش است. 

اصلا اگر کسی در این موقعیت ها قرار بگیرد و گناه نکند کار بزرگی انجام داده؛ من خطاب به علمای قم می‌گویم، شما که یک عمر در حوزه علمیه درس خوانده‌اید و صاحب فتوا هستید، اگر بروید در لاس وگاس در ایام شهادت اهل بیت پیراهن مشکی به تن می‌کنید؟ دعا می‌خوانید و عبادت می‌کنید؟ 

علما در لاس وگاس شامپاین می‌خورند؟

ازامروز: ببخشید مگر علما در لاس وگاس شامپاین می‌خورند؟ خب آنجا هم منبر دارند و مراسمات مذهبی برگزار می‌شود. 

بله درست است. ولی من عالم نیستم و هیچ محدودیتی هم ندارم. اما خودم که نمی‌توانم سر خودم را کلاه بگذارم. اگر من در همه حالات درست رفتار کنم و از راه به در نشوم کار بزرگی کرده‌ام. وگرنه اینکه دائم در محیط مذهبی باشم و خلاف نکنم که کار بزرگی نیست. در نهایت این تربیت است که باعث می‌شود رفتار ما در ایران و لاس وگاس تغییر نکند. 

البته باید تاکید کنم که ما هر چیزی داریم از علمای شیعه داریم. اگر علما نبودند چیزی از فرهنگ اهل بیت در دستان ما نبود. خب ما نیاییم با تحجر و برداشت‌های شخصی بحث‌ها را قاطی کنیم و بگوییم در فیلم شوخی‌های جنسی وجود دارد.

محمدحسین فرحبخش

 

ازامروز: وقتی در فیلم نشان می‌دهد که در زندگی خصوصی افراد به رختخواب می‌روند خب بازیگران مشغول خواندن دعای کمیل هستند، یا تداعی‌گر رابطه جنسی‌ست؟

ببینید این به نگاه‌های بسته و مریض بستگی دارد. نگاه‌ها نگاه فاسدی شده. مردم این نوع نگاه‌ها را عقب‌افتاده می‌دانند. اصلا همین نگاه‌هاست که متاسفانه بر روی مملکت ما اثر گذاشته و نمی‌گذارد پیشرفت کنیم.

 

ازامروز: چرا در فیلم «پاتو کفش من نکن» همه بازیگران مرد چشم‌چران هستند. وقتی دختر می‌بینند چشم‌شان چهارتا می‌شود؟

این طنز است. مشکل در نگاه شماست.

 

ازامروز: خب چاپلین هم طنز ساخته ولی هیچ کدام از این شوخی‌های جنسی را ندارد.

خب در فیلم های ما هم اصلا شوخی جنسی وجود ندارد!

ازامروز: در جایی گفتید که علما فیلم‌های‌تان را تایید کردند و هیچ مشکلی از نظر شرعی ندارد. در حالی که یکی از مجتهدین رسما به فیلم شما معترض شد. 

کدام مجتهد؟

ازامروز: آیت الله خاتمی، در نماز جمعه.

 

ایشان وقتی فیلم را ندیده‌اند چطور در مورد فیلم نظر داده‌اند؟ ایشان اصلا صلاحیت نظر دادن ندارند! افراد فاسقی خبر به آقای خاتمی می رسانند

ازامروز: فیلمنامه را ایشان مطالعه کرده بودند و طبق فیلمنامه درخصوص محتوای آن نظر دادند. 

خب فیلمنامه را از کجا پیدا کردند؟ اصلا همین کار غیر شرعی‌ست. افراد غیرموثق و فاسقی به ایشان گزارش می‌دهند. من هم با چندین مجتهد فیلم‌هایم را به اتفاق هم دیده‌ایم و گفتند که هیچ مشکل شرعی‌ای ندارد. اصلا آقای خاتمی صلاحیت ندارند فیلمنامه را بخوانند و نظر بدهند. چون تخصصی ندارند. هیچ مجتهدی نمی‌تواند روی فیلمنامه نظر شرعی بدهد. 

 

ازامروز: شاید صلاحیت ساخت فیلم از روی فیلمنامه را نداشته باشند، ولی محتوای فیلمنامه با مطالعه آن کاملا مشخص است و نیاز به تخصص خاصی نیست. 

ببینید صحبت‌های من را سانسور نکنید. اگر این کار را آقای خاتمی انجام داده کار غیر شرعی انجام داده‌اند. اصلا از کجا به فیلمنامه من دسترسی داشته‌اند؟ خب فیلمنامه را اصلا نخوانده! افراد فاسقی فیلم را رفته‌اند دیده‌اند و برایش تعریف کرده‌اند. اگر آقای خاتمی می‌آمدند فیلم را می‌دیدند با هم مناظره می‌کردیم. ایشان ادعا می‌کنند برای هر خطبه نماز جمعه ۴۰ ساعت مطالعه دارند و بر کلام احاطه دارند. چطور برای فیلم‌های من بدون دیدن آن، لفظ مستهجن را به کار می‌برند؟ آقای خاتمی بیاید بگوید این فیلم به این دلیل مشکل دارد، بعد آن مجتهدی را که من می‌گویم فیلم را تایید کرده را می آورم و مقابل یکدیگر می‌گذارم و می گویم نظر شرعی‌تان را بگویید.

 

به نظرم این کارها سیاسی‌کاری‌ست. باید ایشان فیلم را ببیند و بعد نظر بدهند. 

ازامروز: به هر حال شما معتقدید که تنها نهادی که در آن مسائل شرعی کاملا رعایت می شود سینماست در حالی که اینگونه نیست و علما و مراجع بارها معترض وضع سینما و تلوزیون بوده اند. 

من از شما یک سوالی دارم. کجای مملکت ما اسلامی‌ست که سینمای ما اسلامی باشد؟ البته من با فیلم‌هایی که در آن بازیگران موهای خود را بیرون می‌گذارند مخالفم و درست نمی‌دانم. ولی در کشور ما، سینما تنها جایی‌ست که در پیاده کردن مسائل شرعی پیش رو بوده است. 

ازامروز: به خاطر فضای اروتیک فیلم‌های‌تان همیشه از بازیگران زن سینما که به نوعی جذابیت دارند استفاده ابزاری کرده‌اید. استفاده ابزاری از بهنوش بختیاری، سحر قریشی، لعیا زنگنه، و نیوشا ضیغمی که همه به فضای فیلم‌های شما می‌خورد و قطعا شما حاضر نیستید از بازیگری که توانمندتر هست ولی این جذابیت‌های بصری را ندارد استفاده کنید. 

این مسئله را که شما نباید تشخیص بدهید. من به عنوان سازنده باید تشخیص بدهم. این نگاه متحجرانه‌ست. شما کلا با زیبایی مشکل دارید. نگاه شما به زن به عنوان کالاست.

ازامروز: دقیقا من معتقدم که نگاه شما این است که در فیلم‌های‌تان فقط از این دسته از بازیگران استفاده می کنید. چون فیلم‌های‌تان پر از شوخی‌های و فضای جنسی ست. 

این نگاه‌ها عقب افتاده و متحجرانه است.  شما با زیبایی مسئله دارید. اصلا نگاه اسلام اینطور نیست. اینها را در کله مردم وارد نکنید. 

فیلم پاتو کفش من نکن را برای سرگرمی ساخته‌ام 

ازامروز: این نگاه شما اسلامی‌ست که ازدواج در سن پایین را در فیلم‌های‌تان بی‌معنا می‌دانید و بهنوش بختیاری می‌گوید در ۱۵ سالگی ازدواج کردم ولی اصلا در آن سن و سال آدم از عشق چیزی نمی‌فهمد؟ این هم ضد اسلامی‌ و هم ضد انسانی‌ست. چرا فکر می کنید دختران ۱۵ ساله که در جامعه‌مان هستند چیزی از عشق نمی‌فهمند؟

اصلا من برای نقد فیلم نیامدم. من فیلم پاتوکفش من نکن را برای سرگرمی ساخته‌ام. اصلا دلیلی ندارد جهان‌بینی و دین من در این فیلم باشد. البته فقط در زندگی خصوصی نگاه و جهان‌بینی من وجود دارد. پس با مسائل فقهی و احادیثی قاطی نکنیم و البته معتقدم خلاف شرع هم در آن وجود ندارد.

ازامروز: خب بفرمایید جهان‌بینی‌تان در فیلم زندگی خصوصی چه بود و چه می‌خواستید بگویید.

من عرض می کنم ولی عرایض بنده را حذف نکنید. معتقدم اگر کسی بگوید در زندگی خصوصی شوخی جنسی وجود دارد قطعا مرض دارد. شک نکنید. بیاید تا ثابت کنم مرض جنسی و روحی و جسمی دارد. اصلا اروتیک نیست.

 

ورود بدون مطالعه و زیر بنا به مسائل دینی افراط و تفریط می آورد؛ مثل اکبر گنجی.

ازامروز: پس من این را برداشت کردم که صحنه میز آرایش در کلوزآپ فلان بازیگر، و یا صحنه‌ای که بازیگران به رختخواب می‌روند و برق‌ها خاموش می‌شوند، برای مخاطب تداعی‌گر قرائت دعای کمیل است یا رابطه جنسی؟ 

نه دعای ندبه می‌خوانند! نگاه شما با سوءظن است. اصلا باشد چه اشکالی دارد؟ فیلم زندگی خصوصی در واقع یک آدمی را نشان می‌دهد که متاهل هست و دچار هوای نفسانی می‌شود و بعد آن اتفاقات می‌افتد. بعد کسی که بدون مطالعه و زیر بنا وارد مسائل دینی قرار بگیرد موجب افراط و تفریط می‌شود. لذا می‌بینید که یک زمانی پونز در سر دیگران فرو می‌برد، یک زمانی هم می‌بینید در ماهواره می‌نشیند و می‌گوید که امام زمان اصلا وجود ندارد و منکر امام زمان می‌شود. حرف اصلی ما همین مسائل است. نه شوخی‌های جنسی. 

ازامروز: البته اینگونه نیست. چون مهدورالدم کسی است که ضروریت دین را منکر شود. مسئله ولادت حضرت مهدی (عج) چون اختلافی‌ست بین علمای تشیع و اهل سنت لذا باعث ارتداد نمی‌شود. 

به هر حال من نظرم این است که مهدورالدم هست. برای ترویج حجاب نباید مثل اکبر گنجی ها پونز در سر زن مردم کرد. چرا که نتیجه عکس می‌دهد. حجاب مثل این می‌ماند که یک نفر بیاید بگوید بیا این پنجاه میلیون تومان را بگیر و اینقدر برای انسان مفید است. ولی نباید با پونز در سر کسی کار فرهنگی کرد.

تمام اعضای خانواده ام چادری هستند

ببینید مثالی عرض کنم. مگر برای حجاب چهل سال مبارزه نکردیم؟ البته این را عرض کنم که تمام خانواده من محجبه هستند و چادری هستند. و خدا هم می‌گوید من بی‌حجاب‌ها را دوست ندارم. ولی خب می‌بینید که کار فرهنگی مناسبی برای حجاب نشده است. 

ازامروز: اگر شما معتقد به مسئله حجاب هستید خب چرا رابطه ضربدری در فیلم‌تان آورده‌اید؟

اینها مغلطه‌ست. اصلا چنین چیزی صحت ندارد. 

ازامروز: ۹۰ درصد فیلم پاتو کفش من نکن بر اساس شوخی های جنسی ست. 

 

این حرفها از صدا و سیما گرفته شده و درست نیست. در فیلم های من شوخی جنسی وجود ندارد

 

ازامروز: پس معتقدید شوخی جنسی در فیلم های تان نیست؟ 

نخیر اینگونه نیست. شما باید زبان سینما را بدانید. این نگاه عقب افتاده است. ذهن آلوده تان را درست کنید.

ازامروز: هر کسی به فیلم‌های شما انتقاد کند می‌گوئید متحجر هستید و یا زبان سینما بلد نیستید؟

اگر ذهن شما ذهن فاسدی باشد به این سمت می رود. دعا می کنم خدا ذهن تان را از آلودگی پاک کند. ذهن را از آلودگی پاک کنید. 

اگر مردم به فیلم من بخندند بهشت را برای خودم تضمین می کنم. این جمله از امام صادق(ع) است. 

ازامروز: امام صادق(ع) فرمودند با شوخی جنسی هم کسی را بخندانی بهشت واجب می شود؟

این تفسیر شماست. من فیلم‌هایم شوخی جنسی ندارد. امام صادق(ع) می‌فرماید ذهن‌تان را پاک کنید. 

تعداد بازدید : ۰



هر کس بگوید در فیلم هایم شوخی جنسی وجود دارد متحجر است



لینک منبع

سکه طرح قدیم گران شد +جدول

استاندارد




سکه طرح قدیم گران شد +جدول

باشگاه خبرنگاران جوان: سکه طرح قدیم یک میلیون و ۲۴۴ هزار و ۸۰۰ تومان و سکه طرح جدید یک میلیون و ۲۰۹ هزار تومان به فروش رسید.
 
همچنین نیم سکه با قیمت ۶۴۰ هزار تومان ، ربع سکه ۳۵۳ هزار تومان و سکه یک گرمی ۲۴۷ هزار تومان داد و ستد شد.
 
ارزش هر گرم طلای ۱۸ عیار ساخته نشده در بازار طلای تهران، ۱۲۱ هزار و ۵۵۱ تومان و هر اونس طلا یک هزار و ۳۱۳ دلار است.
 

جدول



سکه طرح قدیم گران شد +جدول



لینک منبع

بازیگر معروف از دلیل لاغر شدنش گفت +عکس

استاندارد




بازیگر معروف از دلیل لاغر شدنش گفت +عکس

رکنا: افرادی که به هر دلیلی دچار چاقی می شوند، انگیزه های متفاوتی برای گرفتن رژیم دارند. انگیزه هایی مثل داشتن تناسب اندام و بدم سالم، احساس سبکی، راحتی در خریدهای لباس زیبا و دلخواه و … گرفتن رژیم درستو اصولی زیر نظر پزشک متخصص تغذیه در کنار ورزش به هر دلیلی که باشد، نقطه ای مثبت در زندگی افراد چاق محسوب می شود که می تواند علاوه بر رسیده به تناسب اندام و سلامت، به داشتن روحیه خوب و اعتماد به نفس به فرد هم کمک کند.

بازیگر معروف از دلیل لاغر شدنش گفت

بازیگران اما برای لاغر شدن و دوری از چاقی دلایل و انگیزه های دیگری هم دارند. یک بازیگر  علاوه بر اینکه باید به فکر سلامت روح و جسم خود باشد، حتمت به فیزیک مناسب و ورزیده ای برای اجرای نقش های متفاوت نیاز داردو وقتی تصویرش بر پرده سینما  وتلویزیون ظاهر می شود، فیزیکش که یکی از ملزومات بازیگری اش محسوب می شود در شرای مطلوب قرار داشته باشد. وقتی اندام یک بازیگر رو به چاقی و داشتن اضافه وزن برودف دایره پیشنهادهای بازیگری نیز مرتب محدود و محدودتر می شوند و بازیگر هم ناچار است به پیشنهاد نقش هایی که شاید دوست نداشته باشد، جواب مثبت دهد.

شهرام قائدی از بازیگرانی است که با نقش های جدی در سریال ها و فیلم های درام بازیگری را آغاز کرد، اما پش از چند سال دیگر به خاطر فیزیکش در نقش های کمدی ظاهر شد؛ اما به گفته قائدی دیگر از بازی در کمدی های سطح پایین خسته شده و حالا با کم کردن وزن به اندام ایده آل رسیده و منتظر نقشهای جدید در ژانرهای مختلف است. به همین بهانه میزبان این بازیگر جوان شدیم و در مورد انگیزه هایش از گرفتن رژیم، سختی هایی که در این راه داشته و احساسی که حالا از داشتن تناسب اندام دارد، گپ و گفت مفصلی با مجله ایده آل داشته است. اگر به فکر گرفتن رژیم هستید یا در حال رژیم غذایی هستید، خواندن این گفت و گوی جالب را از دست ندهید.

تصمیم گرفته بودم بازیگر را کنار بگذارم

بازیگری تنها واژه ای است که می توانم با ان عشق را معنا کنم، این علاقه دست خودم نیست. من با فیلم”ارتفاع پست” و در نقشی کاملا جدی شناخته شدم. پس از بازی در این فیلم برای اینکه بازیگری در نقش کمدی را تجربه کنم دو سال بیکاری و انتظار کشیدم و در چند کمدی خوب و معتبر کار کردم. ولی پس از ان متاسفانه تولید فیلم های خوب و ریشه دار که حرفی برای گفتن داشتند بسیار کم شد و از ان هم چیزی نصیب من نشد.

یک شب تصمیم گرفتم که از بازیگری خداحافظی کنم، وقتی خوب فکر کردم به این نتیجه رسیدم که اگر چنین کاری کنم چه کسی دلش خواهد سوخت؟ چه کسی از من خواهد پرسید چرا؟ با این تصمیم فقط خودم و عشقم را از بین می بردم. دم صبح تصمیم گرفتم این کار را نکنم. اما ژانر بازی ام را عوض کنم. با خودم فکر کردم چه کسی به من با چنین فیزیکی نقش های خوبی مانند “ارتفاع پست” و ” خواب برفی” می دهد؟ من باید علاوه بر روحیه ام شرایط جسمانی ام را هم عوض کنم.

به پر خوری عادت کرده بود

در این سالها به پر خوری عادت کرده بودم و در مصرف غذا هیچ منعی برای خودم قائل نبودم و هیچ وقت هم به این فکر نمی کردم که نباید تا این حد بخورم. در کار که می گقتند هر چقدر چاق تر، با مزه تر؛ از نظر سلامت هم نه صدای معده و قلب در /امده بود و نه مشکل قند و چربی داشتم، پس هیچ مانعی برایم نبود. وقتی تناسب اندام و سلامت مساله و دغدغه تان نباشد، نه به معده تان نه به هضم غذا ونه به عواقب آن فکر می کنید. زمانی می فهمید که چه اشتباهی داشته اید که تناسب اندامتان را که یک موهبت است با تغذیه و عدم تحرک از دست داده اید و حالا باید از روی اصول تغذیه کنید و زندگی سختی را در پیش بگیرید.

از شدت گرسنگی گریه می کردم

دوران بسیار سختی بود. من با بیکاری خود خواسته مواجه بودم و نمی توانستم مثل سابق با دیگران ارتباط داشته باشم و در برنامه های زنده و مراسم ها حاضر نمی شدم و خودم را به اقیانوسی انداخته بودم که ابتدا فکر می کردم یک استخر است. چه شب هایی که به خاطر گرسنگی گریه کردم و چه روزهایی که مرتب در آینه نگاه می کردم و به خودم می گفتم ” حواست باشد بیکاری و فشار گرسنگی تو را افسرده نکند” .

در این میان حواسم به همسر و دخترم هم می بود و همچنین باید جواب مردم را هم م یدادم که مدام از من می پرسیدند چرا نیستم و چرا در سریال ها و فیلم ها حضور ندارم. هر روز افسردگی تهدیدم می کرد و می ترسیدم نکند دیگر نتوانم کار کنم یا اینکه دیگر پیشنهادی نداشته باشم.

عادات غذاییمان در کودکی شکل می گیرد

بسیاری از عادت غذایی ما ریه در کودکی ما دارد. من متولد شهری کوچک هستم که پدرم دامداری می کرد و زمین های کشاورزی و باغ داشت. در خانه ما به خاطر رفت و امدهای زیاد عذا هم زیاد پخت می شد و مادرمان که عاشقانه دوستمان داشت فکر می کرد که اگر به ما اصرار کند که زیاد غذا بخوریم، در حق مان لطف و محبت کرده است. مادرم همیشه به ما می گفت “یه چیزی بخور جون بگیری”، ” ای وای چرا اینقدر داغ شدی، بذار یه چیزی بدم بخوری”، ” چرا نمی خوابید، بیایید یه چیزی بخورید و بعدش بخوابید” و … خلاصه درمان همه دردها از نظر مادر من غذا خوردن بود.

قرار نیست همه زنتیکی لاغر باشند

من از کودکی با مشکل چاقی دست به گریبان بودم و در واقع چاقی در بین ما ارثی است. مادر و پدرم چاق بودند و من هم ژنتیکی استعداد چاقی دارم و دخترم سارینا هم با این مشکل رو برو است. شاید ما ادم هایی که استعداد چاقی داریم وقتی در جمعی قرار می گیریم که همه راحت غذا می خوردند و تناسب اندام هم دارند ناراحت شویم که چرا ما این طور هستیم؟ ولی باید بپذیریم که ما این طور خلق شده ایم و همان طور که اثر انگشت ها یکی نیستند، شرایط جسمانی و ژنتیکی انسان ها هم مشابهی ندارند.

تناسب اندام را به خاطر هوس غذاخوردن از دست نمی دهم

حضور مرتب در ورزشگاه و ورزش هایی مانند تنیس و شنا خیلی به من کمک کردند تا بتوانم روحیه ام را حفظ کنم و به رژیم ادامه دهم. هنوز هم تا رسیدن به فیزیک مطلوب راه زیادی دارم و هنوز هم خیلی وقت ها واقعا دوست دارم رژیم را رها کنم و راحت هر چه دوست دارم بخورم. آن روحیه راحت طلبی گاهی به سراغم می آید و فکر می کنم “حالا برویم یک فالوده بخوریم” ، ” به به! چقدر دلم کباب ترکی می خواهد”. ولی مرتب با خودم می گویم من این تناسب اندام و حس سبکی را با بدبختی به دست آورده ام و نباید به راحتی از دست بدهم.

صبح خیلی زود سیب بخورید

یک توصیه علمی برای لاغر شدن این است که صبح خیلی زود مثلا ساعت ۶ کاری کنیم تا دستگاه گوترش ما شروع به کار کند، مثلا یک سیب یا یک چیز سبک بخوریم تا با شروع به کار دستگاه گوارشمان این پیام به مغز برسد و سوخت و ساز بدن نیز آغاز شود.

هیچ دارویی در جهان وجود ندارد که شما را لاغر کند

در کشور ما تا دلتان بخواهد تبلیغات لاغری با انواع و اقسام قرص، ژل، پودر و شلوارک های لاغری وجود دارد و روزی نیست که نشنویم یا در تبلیغات شبکه های مجازی و اجتماعی نخوانیم که در فلان کلاس در یک جلسه فلان میزان لاغر شوید یا ۲۰ روز مانده به عید ۲۰ روز لاغر کنید. من همه این روش ها را امتحان کرده امهر کالایی که مخصوص لاغری بود و من فکر کردم ممکن است مرا کمک کند تا به تناسب اندام برسم، خریدم، اما هیچ کدام اثر بخش نبود.

تنها گزینه پیش روی شما برا لاغز شدم و دست یافتن به اندامی مناسب این است که با خود بگویید زندگی تان از این پس به این شکل است که باید همه مواد غذایی مورد نیاز بدنتان را بخورید، اما به میزان کم و از شکر و چربی ها دوری کنید و مصرفشان را به حداقل برسانید و ورزش را رها نکنید.

فالوئرهایم هم با من رژیم را آغاز کردند

وقتی رژیم را شروع کردم و عکس هایم را در باشگاه در صفحه اینستاگرامم گذاشتم، عده ای از کاربران هم ابراز تمایل کردند که همزمان با من ورزش و رژیم غذایی را شروع کردند به ارسال عکسهایشان در این صفحه؛ مثلا عکس هایی از چند ماه قبل خود و عکسی هم بعداز گرفتن رژیم می گذاشتند و انگیزه گرفته بودند. آنقدر تعداد این آدم ها زیاد شد که من دیگر در وجود خودم به نوعی احساس وظیفه می کردم که پا به پای آنها ادامه دهم.

احساس خیلی خوبی نسبت به این موضوع دارم و از اینکه توانسته ام روی عده ای از افراد که دوستان خودم می دانم اثر بگذارم و تشویقشان کنم تا ورزش کنند و به تناسب اندام و سلامتشان فکر کنند، بسیار خوشحالم.



بازیگر معروف از دلیل لاغر شدنش گفت +عکس



لینک منبع

روزهای سخت “آق کریم” در یونان باستان/ انصاری فرد خارج از افکار تاکتیکی سرمربی المپیاکوس

استاندارد


10 ساعت ago
ورزشی

3 بازدید

روزهای سخت “آق کریم” در یونان باستان/ انصاری فرد خارج از افکار تاکتیکی سرمربی المپیاکوس




کد خبر: ۱۴۶۲۳۰۹/۳۵



زمان: ۱۰:۲۳  

۱۳۹۶/۰۶/۲۹



بازدید: ۴,۰۴۷


روزهای سخت “آق کریم” در یونان باستان

بازیکنی که در نقل و انتقالات زمستانی گذشته با سرو صدای زیادی به قهرمان یونان پیوست تنها بعد از نیم فصل از افکار تاکتیکی سرمربی جدید این تیم خارج شد.

به گزارش “ورزش سه”، اوضاع برای کریم انصاری فرد در اردوی المپیاکوس به قدری آشفته است که حتی در رقابت های جام حذفی نیز نام این مهاجم ملی پوش ایرانی در فهرست ۲۱ نفره برای انجام بازی ها و نیمکت نشینی قرار نمی گیرد تا سکونشینی روزهای سختی را برای “آق کریم” فوتبال ایران در یونان باستان رقم بزند.


انصاری فرد که در تابستان به این موضوع پی برد در افکار تاکتیکی بنسیک هسی سرمربی آلبانیایی جایی ندارد فاصله چندانی با بازگشت قرضی به تیم سابق خود پانیونیوس نداشت اما قرعه وسوسه کننده در لیگ قهرمانان اروپا و رویارویی با بارسلونا و یوونتوس این مهاجم را از جدایی منصرف کرد. تصمیمی که اصلا به مذاق سرمربی المپیا خوش نیامد چون او دنبال جایگزینی مهاجم مورد علاقه اش به جای انصاری فرد بود که ناکام ماند.


از آن روز به این طرف کریم دیگر در فهرست المپیا قرار نگرفت و تنها در تمرینات حاضر شد آن هم طبق قراردادی که با باشگاه داشت. کار تا جایی پیش رفت که هسی سرمربی این تیم در آخرین مصاحبه خود بعد از بازی دیشب در جام حذفی گفت:« کریم انصاری فرد دو هفته پیش از پایان فصل نقل‌وانتقالات این فرصت را در اختیار داشت و می‌توانست از المپیاکوس برود و  از تیم ما جدا شود، اما ماندن را انتخاب کرد.او می‌خواست با تیم ملی ایران در جام جهانی بازی کند. کریم باید همچنان خوب کار کند و زمانی که شانس بازی پیدا کرد نشان دهد که از دیگران بهتر است در غیر این صورت وضعیت به همین منوال پیش خواهد رفت».


در این گیر و دار رسانه های یونانی هم توجه خاصی به مهاجم ملی پوش ایرانی در المپیا نشان داده اند تا جایی که sportge در گزارشی از اردوی قهرمان یونان نوشت:« بنسیک هسی وضعیتی متزلزل روی نیمکت رهبری المپیاکوس دارد چون بعد از نتایج ناامید کننده در سوپرلیگ و لیگ قهرمانان حالا سه گزینه جانشینی پشت سرش می بیند از کامبیاسو تازه خداحافظی کرده تا گوستاوو پویت و سرمربی مالاگا که در آستانه اخراج است».


این سایت در ادامه اشاره ای به انصاری فرد داشت و آورد:« کریم انصاری فرد همچنان از فهرست بازیکنان و افکار تاکتیکی سرمربی آلبانیایی خارج است از همین رو تا وقتی هسی از تیم برکنار نشود بعید است او بتواند دوباره طعم بازی برای المپیاکوس را بچشد . وضعیتی نگران کننده که ممکن است به بهای از دست دادن جام جهانی تمام شود».

 

روزهای سخت “آق کریم” در یونان باستان/ انصاری فرد خارج از افکار تاکتیکی سرمربی المپیاکوس

همچنین ببینید



شوخی نویل با بوکسور شدن فردیناند

کد خبر: ۱۴۶۲۱۷۵/۳۱

زمان: ۱۴:۵۰  



لینک منبع

بازیگر جانباز: به دردهایم افتخار می‌کنم +عکس

استاندارد




بازیگر جانباز: به دردهایم افتخار می‌کنم +عکس

جام جم آنلاین: رضا ایرانمنش یک هنرمند متعهد است. او زمانی که فقط ۱۴ سال داشت، عازم جبهه شد تا از دین و میهنش دفاع کند. او سال‌ها در جبهه‌ها جنگید و در این مسیر مقدس، دچار عارضه‌های جسمی فراوانی شد. ایرانمنش سال‌هاست به دلیل مشکلات ریوی که در اثر عوارض شیمیایی برایش پیش آمده، به دفعات متعدد در بیمارستان بستری شده است، اما همه این مصائب و مشکلات باعث نشده که روی ترش کند و با بداخلاقی پاسخگوی مردم، اهالی هنر و اصحاب رسانه باشد.

بازیگر جانباز: به دردهایم افتخار می‌کنم

این هنرمند متعهد آنقدر متواضع است و مهربانانه از زحمات همسر و فرزندانش می‌گوید که اشک شوق در چشمان مستمع حلقه می‌زند. او می‌گوید خانواده‌اش تا می‌خواهند رنگ آسایش را ببینند، دوباره بیماری‌اش عود می‌کند و روانه بیمارستان می‌شود. تاثیرات مخرب مواد شیمیایی روی ریه و حنجره‌اش باعث نشده که خوش اخلاق نباشد؛ حتی وقتی عکاس روزنامه خطاب به او می‌گوید: امکان دارد بخندید؟ با لبخند جواب می‌دهد: چرا نمی‌شود! و می‌خندد.او با افتخار از راهی می‌گوید که رفته و این‌که هرگز از زخم‌هایی که جنگ بر تن و روحش گذاشته، پشیمان نیست. ایرانمش این روزها در بیمارستان آتیه بستری است. آنچه در ادامه می‌خوانید حاصل گفت‌وگوی ما با این دو هنرمند در بیمارستان است.

شما سال‌هاست با بیماری دست و پنچه نرم می‌کنید و مرتب در حال رفت‌و‌آمد به بیمارستان هستید. چطور با بیماری‌تان کنار آمده اید؟

من هم مثل بقیه بچه‌های دفاع مقدس که تعدادشان نیز کم نیست، درگیر عوارض بعد از جنگ هستم. راستش در همه این سال‌ها به این درد‌ها عادت کرده ام. شعار نمی‌دهم، بلکه قاطع می‌گویم که این درد با زندگی و کار من عجین شده است. اگر نباشد، احساس می‌کنم، گمشده‌ای دارم و از جنگ دور افتاده ام. حتی به دردم افتخار می‌کنم، زیرا برای دفاع از خاک، میهن و ناموسم جنگیدم و دچار عارضه شدم. وقتی دردم بیشتر می‌شود، برایم یک تلنگر است که روزهای جنگ را از یاد نبرم که چطور همه بچه‌ها غیورمردانه می‌جنگیدند.

البته نه ما جنگ را شروع کردیم و نه هوادار آن بودیم، بلکه به میهن‌مان‌
تجاوز شد و ما هم از خاک و ناموسمان دفاع کردیم. ما با ایمان و اراده، مقابل دشمن جنگیدیم. به مردم بی گناه حمله نکردیم، اسیران را آزار ندادیم، به همین دلیل می‌گوییم سال‌های دفاع مقدس.

پس با زخم‌های بعد از جنگ کنار آمده‌اید؟

بله، بخشی از زندگی‌ام شده است.

همراهی خانواده‌تان برای تحمل این درد چطور بوده است؟

راستش برایشان خیلی سخت است که هم زندگی کنند و هم پرستار من باشند. به نظرم بار بیشتر زحماتم روی دوش خانواده‌ام است. آنها به جای این‌که آسایش داشته باشند، مرتب مراقب من هستند تا برایم اتفاقی نیفتد. با گفتن چند جمله نمی‌توانم صبوری خانواده‌ام را توصیف کنم، چون محبت آنها بی‌اندازه است. هر وقت می‌خواهند آرامش داشته باشند، باز بیماری‌ام عود می‌کند.

پس صبوری همسرتان نقش کلیدی در زندگی‌تان دارد؟

بله. واقعا همسرم صبور است.

چند فرزند دارید؟

دو تا. دختر و پسر.

آنها هم اهل هنر هستند؟

نه، اصلا سراغ این رشته نیامده‌اند.

می‌توانید نقش همسرتان را در زندگی در قالب یک جمله بگویید؟

نه، مگر می‌شود صبوری، تحمل و سختی‌های یک همسر مهربان را در یک جمله گفت.

جالب است که شما با وجود بیماری‌تان، جسته و گریخته در فیلم‌ها و سریال‌ها هم بازی می‌کنید.

زمانی که مشغول به کار هستم، حالم خیلی بهتر است؛ سرگرم که باشم، ذهنم درگیر بیماری‌ام نمی‌شود. ضمن این‌که ایفای نقش‌هایی را که به شخصیت خودم نزدیک است بیشتر دوست دارم، چون بهتر می‌توانم نقش رزمندگان را بازی کنم.

آیا پیش آمده دوست داشته باشید نقشی را بازی کنید، اما به شما پیشنهاد نشده باشد؟

همان طور که تاکید کردم قصه‌هایی با محوریت سال‌های دفاع مقدس را دوست دارم و از ایفای چنین شخصیت‌هایی هم لذت می‌برم، چون احساس می‌کنم ارتباطم با تماشاگر نزدیک‌تر و صمیمانه می‌شود. اگر لیاقت داشته باشم، دوست دارم نقش شهید همت را بازی کنم. زندگی این شهید بزرگوار را بارها مطالعه کرده‌ام و باعث افتخارم است بتوانم نقش او را بازی کنم.

پیشنهاد جدیدی برای بازی دارید؟

پیشنهاد جدیدی ندارم، اما چهار تله‌فیلم برای تلویزیون آماده پخش دارم که موضوعاتشان اجتماعی و دفاع مقدس است.

همکاران و مسئولان هم برای عیادتتان می‌آیند؟

بله، هر زمان فرصت باشد، می‌آیند، حتی تماس‌هایشان، دلم را شاد می‌کند.

چه زمانی مرخص می‌شوید؟

۱۵ روز است بستری‌ام و زمان مرخص شدنم مشخص نیست. اما دوست دارم از ملت شریف ایران قدردانی کنم که بچه‌های جنگ و هنرمندان را حمایت می‌کنند.



بازیگر جانباز: به دردهایم افتخار می‌کنم +عکس



لینک منبع

مراجع حل اختلاف خالی از نمایندگان کارگری

استاندارد




مراجع حل اختلاف خالی از نمایندگان کارگری

خبرگزاری مهر:به رغم گذشت بیش از ۲ ماه از معرفی نمایندگان کارگران استان تهران در مراجع حل اختلاف، هنوز اعتبارنامه این افراد صادر نشده و نمایندگان کارگران در هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف معرفی نشده اند.

 

هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف به عنوان مراجع رسمی حل اختلافات فردی بین کارفرمایان و کارگران هستند که طبق قانون به عنوان مراجع حل اختلاف وظیفه رسیدگی به دادخواست و شکایت مربوطه تعیین شده اند.

 
طبق قانون کار، هر گونه اختلاف بین کارفرما و کارگر یا کارآموز که ناشی از اجرای این قانون و سایر مقررات کار، قرارداد کارآموزی، موافقت‌نامه‌های کارگاهی یا پیمان‌های دسته جمعی کار باشد، در مرحله اول باید از طریق سازش مستقیم بین کارفرما و کارگر یا کارآموز و یا نمایندگان آنها در شورای اسلامی کار مورد رسیدگی قرار گیرد و در صورتیکه در بنگاه یا واحدی، شورای اسلامی کار وجود نداشته باشد، این اختلافات از طریق انجمن صنفی کارگران و یا نماینده قانونی کارگران و کارفرما حل و فصل خواهد شد.
 
بر اساس ماده ۱۵۷ قانون کار، در صورت عدم سازش بین کارفرمایان و کارگران در واحد یا توسط انجمن صنفی کارگران، هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف محل رسیدگی به شکایات هستند.
 
اما در همین رابطه یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به مشکلات حضور نمایندگان کارگران در مراجع حل اختلاف گفت: در سال‌های گذشته به دلیل اینکه تعداد پرسنل استخدام رسمی شرکت‌ها و بنگاه‌ها زیاد بود از بین همین افراد به عنوان نمایندگان کارگران در هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف معرفی می‌شدند اما مشکل از آنجا آغاز شد که به تدریج سهم کارگران قراردادی افزایش یافت و به دلیل عدم اشراف کافی به قوانین و ناتوانی در حمایت از کارگران، این افراد صلاحیت معرفی به هیأت‌های تشخیص و اختلاف را نداشتند.
 
وی گفت: کارگری که با قرارداد سه ماهه در یک بنگاه اقتصادی مشغول به کار است قطعا تامین معاش زندگی و تامین امنیت شغلی برای ماندگاری در محل کار در اولویت وی قرار دارد، بنابراین این کارگر قراردادی اگر به عنوان نماینده کارگر در هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف معرفی شود در بسیاری از موارد از سوی کارفرمایان خود مجوز خروج از محل کار برای شرکت در جلسات را ندارند و طبیعی است که تامین امنیت شغلی خود را به دفاع از کارگران در مراجع حل اختلاف ترجیح دهند.
 
به گفته این منبع آگاه، از همین رو از حدود ۲ سال گذشته کانون‌های شوراهای اسلامی کار استان‌ها، کارگران بازنشسته را برای حضور در هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف معرفی کردند چراکه این کارگران از طرفی به قوانین و مقررات کار و امور مربوط به روابط کار بین کارگر و کارفرما اشراف دارند و از طرفی به دلیل بازنشسته بودن محدودیتی برای شرکت در جلسات هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف ندارند.
 
وی افزود: اما از اوایل سال ۹۵ از سوی معاونت روابط کار اداره کار استان تهران بازنشستگان از حضور در هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف به عنوان نماینده کارگر منع شدند.
 
بر اساس این گزارش، در عین حال به رغم گذشت بیش از ۲ ماه از معرفی نمایندگان کارگران استان تهران در مراجع حل اختلاف، هنوز اعتبارنامه این افراد که به قوانین و مقررات کار و آیین دادرسی اشراف دارند، برای حضور در هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف صادر نشده است؛ مشکلی که گفته می‌شود در بسیاری از استان‌های کشور وجود دارد و هیأت‌های بیشتر استان‌ها نیز بدون حضور نمایندگان کارگران هستند.
 

 نامه

 

به گفته این منبع آگاه عدم معرفی نمایندگان کارگری نه تنها منجر به صدور رای علیه کارگران در مراجع حل اختلاف شده بلکه اطاله دادرسی را در پی داشته به طوریکه در بسیاری از پرونده‌ها، مدت رسیدگی به حدود ۴ تا ۵ ماه رسیده است.

 
استان تهران یکی از استان‌های دارای بیشترین حجم شکایات امور مربوط به روابط بین کارگر و کارفرما است. 



مراجع حل اختلاف خالی از نمایندگان کارگری



لینک منبع

رازهای تلخ زندگی خالق «وینی پو» +تصاویر

استاندارد


رازهای تلخ زندگی خالق «وینی پو» +تصاویر – مجله سرگرمی ازامروز




رازهای تلخ زندگی خالق «وینی پو» +تصاویر

خبرگزاری ایسنا: «سان» نوشت: فیلم «خداحافظ کریستوفر رابین» با بازی «دامنل گلیسون» و «مارگو رابی»، به زودی اکران می‌شود و رازهای خانوادگی «ای.ای. میلن» نویسنده را برملا می‌کند؛ اسراری که علاقه‌مندان به «وینی پو» (وینی خرسه) دوست ندارند باور کنند.

«میلن» را نویسنده‌ای محبوب می‌دانند که با نوشتن داستان‌های «پو»، لذت معصومانه کودکی را به بسیاری از بچه‌های دیروز و امروز چشانده، اما حقیقت این است که او به بچه‌ها علاقه‌ای نداشته، به همسرش خیانت کرده و در زمان مرگ، با پسرش که الهام‌بخش این داستان‌ها بوده، قهر بوده است.

 

رازهای تلخ زندگی خالق پو

فیلم «خداحافظ کریستوفر رابین» براساس کتابی از «نادیا کوهن» توسط «سایمن کورتیس» ساخته شده و قرار است ۲۹ سپتامبر راهی پرده نقره‌ای شود.

رازهای تلخ زندگی خالق پو

نمایی از فیلم «خداحافظ کریستوفر رابین»

تنها فرزند «میلن» و «دافنه»، در واقع «کریستوفر رابین» نام داشت، همان «کریستوفر»ی که در داستان‌های «وینی پو»، دوست خرس پرخور و بازیگوش است. پدر او پیش از نوشتن این داستان‌های کودکانه هم به عنوان نویسنده مجله «پانچ» شهرت داشت. او سال ۱۹۲۳ در تعطیلات شروع به نگارش داستان‌هایی درباره «کریستوفر» سه‌ساله‌ و خرس عروسکی‌اش کرد.

یک سال بعد داستان «وقتی خیلی جوان بودیم» به چاپ رسید و پس از آن،‌ «وینی پو» در سال ۱۹۲۶ منتشر شد. اما موفقیت و شهرت بیشتری که انتشار این داستان‌ها برای «میلن» به همراه داشت، چندان به مذاقش خوش نیامد؛ چون او در آن زمان تمایل داشت به عنوان منتقدی سیاسی جدی گرفته شود.

رازهای تلخ زندگی خالق پو 

کودکی «کریستوفر رابین»

مردم بیشتر دوست داشتند «کریستوفر رابین» واقعی را ملاقات کنند تا نویسنده داستان‌هایش را. «میلن» در نامه‌ای به یکی از دوستانش نوشته است: مردم برای دیدن «کریستوفر رابین» سر و صدا راه انداخته بودند، نه من.

با این حال او به نوشتن داستان‌های «پو» ادامه داد و در سال ۱۹۲۷ «حالا شش نفر هستیم» را منتشر کرد. سال بعد هم «خانه‌ای در محله پو» روانه بازار کتاب شد. موفقیت کتاب‌های «وینی پو» آن‌چنان ادامه پیدا کرد که «میلن» به ناشرش گفت که این داستان‌ها برگ برنده‌شان است. از آن پس، او به جای نگارش مقالات ضدجنگ و نمایشنامه، خود را وقف نوشتن داستان‌های «پو» و دوستانش کرد.

اما این موفقیت برای «دافنه» همسرش، بی‌معنا بود. «دافنه» از این‌که «میلن» آن‌ها را از غرب لندن به مزرعه‌ای در ساسکس برده بود، ‌عصبانی بود و دست به خیانت زد. «میلن» هم این مساله را نادیده گرفت و خود به همین کار مشغول شد.

 

رازهای تلخ زندگی خالق پو

«کریستوفر» و مادرش «دافنه»

با فروپاشیدن بنیان خانواده «میلن»، «کریستوفر» بیشتر نزد دایه‌اش وقت می‌گذارند. او در همین زمان در فیلمی به کارگردانی «کلی مک‌دونالد» بازی کرد. «کریستوفر» بعدها درباره پدرش گفت: قلب پدرم در طول زندگی‌اش قفل بود. بعضی‌ها با بچه‌ها خوب هستند، ‌بعضی نه. این یک ودیعه است. یا شما آن را دارید، یا نه. پدرم نداشت. فقط می‌توانم بگویم گرچه به طور حتم دلم برای مادر و پدرم تنگ نمی‌شد، برای دایه‌ام به شدت دلتنگ می‌شدم.

«کریستوفر رابین» در سن ۱۰ سالگی راهی مدرسه شبانه‌روزی شد و از این بابت عصبانی بود که کودکی‌اش حکم اموال عمومی را داشته است. البته وقتی او در مدرسه مورد تمسخر قلدرهای کلاس قرار گرفت، مساله برای او بدتر هم شد. «ویل تیلستون» همبازی او در فیلم و همکلاسی‌هایش شعرهایی را که در کتاب‌های پدرش از زبان او نقل می‌شد، برایش می‌خواندند و او را آزار می‌دادند.

او در این‌باره گفته است: هیچ‌وقت پدرم را نمی‌بخشم که اسم خوب من را دزدید و برایم چیزی جز قاب خالی پسرش بودن باقی نگذاشت.

رابطه «کریستوفر» و پدر و مادرش آن‌قدر خراب شد که وقتی بزرگ‌تر هم شد، تنها با نامه نوشتن با آن‌ها ارتباط می‌گرفت و از دیدن‌شان خودداری می‌کرد.

سال ۱۹۴۷ «میلن» تمام عروسک‌های اصلی «پو»، «پیگلت»، «تیگر»، «اییور» و «کانگا» را که به «کریستوفر» تعلق داشتند، به یک ناشر آمریکایی داد. ناشر آن‌ها را قرض خواسته بود اما پس از آن دیگر هیچ کس سراغ‌شان را نگرفت و عروسک‌های «کریستوفر» ده‌ها سال در دفتر آن ناشر در نیویورک خاک می‌خوردند.

رازهای تلخ زندگی خالق پو 

عروسک‌های اصلی داستان‌های «وینی پو»

حق اقتباس آثار «وینی پو» در سال ۱۹۶۱ به «والت دیزنی» فروخته شد و در سال ۲۰۰۱ به طور کامل به قیمت ۲۴۰ میلیون پوند به این کمپانی واگذار شد.

روابط خانوادگی آن‌ها زمانی بدتر شد که «کریستوفر» عاشق «لزلی» دخترخاله‌اش شد. با وجود مخالفت والدین، «کریستوفر» در سال ۱۹۴۸ با دخترخاله‌اش ازدواج کرد و تنها دخترشان با معلولیت جسمی به دنیا آمد. «کلر» به دلیل ناتوانی مادرزادی باید تا پایان عمر از ویلچر استفاده می‌کرد.  

«کریستوفر» شکست‌خورده و غمگین، مصاحبه‌ای انجام داد و والدینش را به بی‌تفاوتی و سردی متهم کرد. «دافنه» مادرش آن‌چنان از این حرف‌ها عصبانی شد که دستور داد گودال بزرگی در باغ‌شان بکنند و مجسمه «کریستوفر» را در آن مدفون کنند تا دیگر چشمش به آن نیفتد.

«میلن» سال ۱۹۵۶ در سن ۷۴ سالگی درگذشت و «کریستوفر» با ظاهری ژولیده در مراسم خاک‌سپاری‌ پدر شرکت کرد. این آخرین دیدار آن‌ها بود.

 

رازهای تلخ زندگی خالق پو

سنگ قبر «ای.ای. میلن»

مادر «کریستوفر» ۱۵ سال پس از آن هم زندگی کرد اما حتی در بستر مرگ هم از دیدن او خودداری کرد.  

مزرعه و خانه خانواده «میلن» در هارتفیلدِ ساسکس، به «برایان جونز» بنیان‌گذار گروه موسیقی «رولینگ استونز» فروخته شد و بعدها جسدش در استخر آن پیدا شد.

«کریستوفر» با وجود تنفرش از کاری که «میلن» با اسمش کرده بود، سهمی از میراث پدرش را قبول کرد و گفت که تنها به خاطر دخترش «کلر» این کار را کرده است. او بعدها نیمی از سهمش را به قیمت ۱۵۰ هزار پوند به بنیاد سلطنتی ادبی فروخت و پول آن را خرج مراقبت از دختر معلول خود کرد.

رازهای تلخ زندگی خالق پو 

خانه خانواده «میلن»

«کریستوفر» و همسرش «لزلی» ۲۰ سال کتاب‌فروشی کوچکی را در دارتموث اداره می‌کردند، تا این که او سال ۱۹۹۶ در سن ۷۵ سالگی از دنیا رفت.

دخترش در سال ۲۰۰۲ بنیادی را به نام خود برای کمک به پروژه‌های مرتبط با کم‌توانان راه‌اندازی کرد. «کلر» در سال ۲۰۱۲ زمانی که ۵۶ سال داشت، فوت کرد.

 

رازهای تلخ زندگی خالق پو

«پو» و دوستانش پس از «میکی ماوس» سودآورترین و مشهورترین شخصیت‌های کمپانی «دیزنی» هستند. «دیزنی» سالانه سه میلیارد پوند از  این طریق در سرتاسر جهان درآمد کسب می‌کند.

اما چه بر سر عروسک‌های اصلی «پو» و دوستانش آمد؟ آن‌ها بالاخره از دفتر ناشر نجات پیدا کردند و اکنون پشت شیشه‌های ضدگلوله کتابخانه عمومی نیویورک زندگی می‌کنند.



رازهای تلخ زندگی خالق «وینی پو» +تصاویر


اخبار فرهنگی خبر فرهنگی فرهنگ فرهنگی هنری




bigtheme




لینک منبع

پنالتی بارسلونا مقابل ایبار درست بود؟ (عکس)

استاندارد


15 ساعت ago
ورزشی

2 بازدید

پنالتی بارسلونا مقابل ایبار درست بود؟ (عکس)




کد خبر: ۱۴۶۲۲۸۴/۲۹



زمان: ۰۱:۲۰  

۱۳۹۶/۰۶/۲۹



بازدید: ۲۰,۰۵۸

بارسلونا نیمه اول بازی با ایبار در نوکمپ را با پیروزی ۲-۰ به رختکن رفت.

به گزارش “ورزش سه”، بارسلونا که امروز با ترکیبی متفاوت نسبت به چند بازی قبلی خود به میدان آمده بود، در نیمه اول نمایش خوبی نداشت اما با دو گل برتری به رختکن رفت.

گل اول  بارسا را مسی از روی نقطه پنالتی به ثمر رساند. هرناندز هرناندز، داور اهل لاس پالماس بازی، خطای گالوس روی سمدو را پنالتی تشخیص داد اما آندوخار اولیور، کارشناس داوری مارکا این صحنه را پنالتی نمی داند و معتقد است که فشار مدافع ایبار روی سمدو به اندازه ای نبود که بتوان آن را پنالتی اعلام کرد.

ایتورالده گونزالس، کارشناس داوری آس نیز عقیده ای همچون اولیور دارد.

 

 

 

 

جالب اینکه همین داور در هفته آخر لالیگای فصل گذشته نیز دو پنالتی اشتباه به سود بارسا برابر ایبار اعلام کرد تا بلوگرانا ۴-۲ برنده بازی شود؛ نتیجه ای که البته برای قهرمانی این تیم کفایت نمی کرد.

 

 

پنالتی بارسلونا مقابل ایبار درست بود؟ (عکس)

همچنین ببینید



پیش بازی بارسلونا – ایبار به گزارش “ورزش سه”، بارسا در دیدار قبل خود مقابل …



لینک منبع

«مارلون براندو»؛ از یک اسطوره تا یک هیولا! +عکس

استاندارد


«مارلون براندو»؛ از یک اسطوره تا یک هیولا! +عکس – مجله سرگرمی ازامروز




«مارلون براندو»؛ از یک اسطوره تا یک هیولا! +عکس

خبرگزاری فارس: ران هاچینسون حقایقی اعجاب‌انگیز از ملاقات و کار با مارلون براندو غول سینمای هالیوود و دگرگونی علایقش به این هنرپیشه بزرگ را در مصاحبه با روزنامه انگلیسی زبان گاردین عنوان کرد که در ادامه برگردان فارسی این ترجمه را می‌خوانید:

مارلون براندو یکی از بزرگ‌ترین ستارگان سینما بود مانند یک هیولا رفتار می‌کرد و در آخرین فیلمش «جزیره دکتر مورو» جهنمی از خرابکاری بود.

مارلون براندو

زمانیکه در سال ۱۹۹۶ خواسته شد که با ستاره فیلم «پدرخوانده» کار کند، از اینهمه خوش‌شانسی باورش نمی‌شد. هاچینسون در اقتباسی از رمان علمی تخیلی «اچ‌جی ولز» در مورد یک دانشمند خائن و رانده شده که در یک جزیره هیولاهایی خلق می‌کند، قرار است با بت بزرگ هنری‌اش و نیز کارگردان محبوبش جان فرانکن‌هِیمر کار کند. دیگر امتیاز این کار اقامت دو ماهه در منطقه «گرید بَریییِر ریف» و جنگل‌های بارانی شمال استرالیا بود.

اما زمانیکه هاچینسون به تیم تولید ملحق شد شاهد یکی از فاجعه‌آمیزترین فیلم‌های اسطوره‌ای تمام زندگی کاریش شد و ان را با عنوان خرابکاری ۴۰ میلیون دلاری توصیف می‌کرد.

هاچینسون زمانیکه مارلون براندو با وزن حدود ۱۴۰ کیلوگرمی به سرصحنه فیلم‌برداری رسید شوکه شده بود و شوکه از اینکه براندو دیالوگ‌های او را نمی‌خواند و قصد دارد بصورت بداهه دیالوگ بگوید. براندو به ندرت از صندلی چرخ‌دارش بیرون می‌آمد. سعی همه عوامل اجرایی این بود که از براندو خواهش و تمنا کنند که از این صندلی چرخ‌دار لعنتی بیرون بیاید.

 

وقتی غول سینمای هالیوود یک فیلم را نابود کرد!

“براندو فقط زمانیکه پیتزای سفارشی‌اش می‌رسید با در حرف می‌زد”.بهترین خبر این بود که پیتزاپزهای شهر کوچک کایرنز پیتزا داشتند زیرا مارلون براندو زمانیکه مجبور می‌شد جلوی دوربین برود بیش از اندازه پیتزا می‌خورد.

هاچینسون که در شمال ایرلند متولد شده بود فیلم‌نامه نویس برنده جایزه امی، نامزد نمایش‌نامه نویسی جایزه آولیویه و نویسنده شرکت رویال شکسپیر بود و پس از این رزوم هپر و پیمان برای کار به هالیوود دعوت شد. پنج مورد همکاری او با فرانکن‌هِیمر شامل جایزه امی برای نویسندگی «رو به دیوار» در سال ۱۹۷۱ با بازی ساموئل ال جکسون بود.

 نویسنده فیلم مارلون براندو

ماه آینده انتشارات «اوبرون» کتاب خاطرات این نویسنده را تحت عنوان «چسبیده به یخچال: نویسندگی برای زندگی روی صحنه و در هالیوود» منتشر خواهد کرد. هاچینسون در این کتاب در یکی از غمگین‌ترین بخش‌های آن نوشته که هرگز پس از تکمیل پروژه فیلم «جزیره دکتر مورو» هرگز آن را تماشا نکرده است.

وی در مصاحبه با مجله «آبزِروِر» اظهار داشت زمانیکه فرانکن‌هِیمر برای فیلم «جزیره دکتر مورو» با او تماس گرفت در سال ۱۹۸۴ در حال کار در فیلم «موشی در جمجمه» به کارگردانی استفن دالدری بود.

گرچه مارلون براندو با بازی اعجاب‌انگیز خود در فیلم‌های کلاسیک «اتوبوسی به نام هوس» و «در بارانداز» انقلابی در دنیای بازیگری به پا کرد لیکن معروف بود به اینکه از تهیه‌کننده‌گان و کارگردانان و دیگر بازیگران بیزار است. فرانکن‌هِیمر قبلا در مورد مشکلات و سختی‌های کار با مارلون براندو به هاچینسون هشدار داده بود و بعضی از صحنه‌های فیلم‌برداری شده اولیه را برای او فرستاده بود.

او(فرانکن هِیمر) گفت:”قبل از اینکه واقعا با ما همکاری کنی اول نگاهی به این نوارها بینداز”. آن نوارها براندو را نشسته روی یک «تور خواب» (ننوی توری) و کنارش کوتاه‌قدترین انسان روی زمین با ۲۸ اینچ با نام نلسون دلارُزا نشان می‌دهد.

“براندو واقعا شیفته این آدم شده. او را روی سینه خود می‌گذارد و برایش آواز می‌خواند. نود دقیقه است به همین منوال می‌گذرد. جان گفت:”این تنها کاری است که می‌توانم مارلون براندو را به آن ترغیب کنم”.

هاچینسون در کتابش می‌نویسد:”با دیدن این صحنه، براندو نقش ارباب جزیره مورو را بازی می‌کرد و به عنوان ارباب تولید این فیلم پدیدار می‌شد و خسته از سال‌ها بازی در فیلم‌ها. براندو با وزن بسیار زیاد، ناآماده، مسخره‌گر، بی‌تمایل در لبه تیغ جاییکه هوس به نفرت بدل می‌شود و به آسانی مورد پیگرد قرار می‌گیرد. او در حقیقت برای نابودی این فیلم حضور داشت”.

او ادامه می‌دهد:”براندو صافی آشپزخانه را بر سر خود گذاشت و فقط شیفته نلسون بود و آنجا آرام گرفته بود و حاضر به ترکش نبود”.

هاچینسون حالا با نگاه به گذشته با حالتی کنایه‌ای می‌گوید در ساختن یک فیلم در جزیره هیولاها، همه عوامل به هیولا تبدیل می‌شوند و همه مانند هیولا با هم رفتار می‌کنند.

هاچینسون از کشف رابطه بسیار مسموم مارلون براندو با اغلب هنرپیشگان شوکه شده بود. او بدون ذکر نام به رویدادهایی اشاره می‌کند که در آن یک هنرپیشه از داشتن سلاح گرم ممنوع می‌شود حتی اگر فشنگی در خشاب نباشد.

در آن زمان آنچنان نفرتی به وجود آمد که عوامل اجرایی تسلیم شده و از بازیگران خواستند تا از نمایش به اصطلاح «یک نفره» فیلم بگیرند و به ناچار در فرایند «پس تولید» آن‌ها را به هم چسپانده و با تدوین به یک فیلم تبدیل کنند:”آن جزیره، «جزیره‌ی آدم‌های دیوانه» تجربه‌ای بسیار ناخوشایند بود”.

مصاحبه: دایلا آلبرگ از گاردین



«مارلون براندو»؛ از یک اسطوره تا یک هیولا! +عکس


اخبار فرهنگی خبر فرهنگی فرهنگ فرهنگی هنری




bigtheme




لینک منبع